أبو علي سينا

10

معيار العقول ( فارسى )

النّقطة دارك و يقال لجزئى المخل الواقعين على جانبى الدارك ذراعاه : ص 123 طبع بيروت » . در نسخ موجود رسالهء حاضر همه جا ( محل ) بحاء بىنقطه نوشته كه باحتمال نزديك بيقين تصحيف ( مخل ) بخاء معجمه است زيرا كلمهء ( محل ) را هرطور بخوانيم خواه با ميم زائده به وزن ( مفعل ) از مادهء حلول مثل ( محلّ ) بفتح ميم و حاء و تشديد لام يعنى مكان حلول يا ( محلّ ) بكسر حاء يعنى اجل دين ، و خواه با ميم اصلى به وزن ( فعل ) با حركات متصوّره ، به هيچ شكل كلمه در عربى معنى كاملا مناسب با ( عتله ) و ( بيرم ) نمىبخشد . از باب مثال ( محل ) بفتح ميم و سكون حاء بمعنى خديعه و مكر و قحط و گرسنگى و امثال اين معانى است . - و ( محل ) بضمّتين جمع ( محال ) جمع ( محاله ) است بمعنى چرخ بزرگ چاه و چوبى كه بر آن گلكاران در وقت كار قرار گيرند . ما بين معانى مذكور شايد معنى اخير « الخشبة الّتى يستقرّ عليها الطّيّانون » بتجوّز مناسبتى بسيار بعيد با ( عتله ) و ( بيرم ) داشته باشد كه آن هم با وجود سندى معتبر مانند مفاتيح العلوم خوارزمى قابل اعتنا نيست . در كتاب حاضر فصل سوم از باب دوم گويد : اندر محل [ مخل : ظ ] كه گروهى آن را بيرم گويند . اين آلت سخت معروفست ليكن عامّهء خلق بتقليد دانند و آن جرمى است صلب و دراز قسمت كرده باقسام چندان كه بايد . . . الخ » .